گالري عكس.تفريح.جوك و اس ام اس.دانلود فيلم و بازي وچيز هاي ديگر

ღباز دیشب دوباره تو کوچه تنگ و تاریک خاطرها قدم زدم
دوباره یادت اومد تو ذهنم پیش خودم از اسم تو دم زدم
دوباره یادم اومد اون لحظه های بی کسیم با تو بودن
زیر بارون ترانه ایی از عشق تو سرودم...!
اما نه قلب تو دریاست هنوزم یه یادم هستی ღ
میدونم تو هم غریبی حالا هر کجا که هستی

تو اگه صدامو می شنوی بدون دلم تنگه برات
بگو تو هم هر شب بارونی میشه گونه هات
بگو هنوزم دل تو طاقت دوری نداره
بدون شاخه های گل تورو به یادم میاره![]()
ღ دیگه حتی قاصدکها از تو پیغامی نداره 
هیچکی نیست منو بفهمه سر روی شونم بزاره

چه غریبونه نشستم چشم به راهت تک و تنها
چه کنم وقتی که نیستی منم و دنیای غم ها
هنوزم شاخه های گل تورو یاد من میاره
![]()
اشک تو چشام حلقه بسته چشام تا سحر بیداره ღ
( برگرفته از وبلاگ خودم با تشکر از مجتبی عزیزم)
يادته برات نوشتم اگه عاشقم نباشي الهي بميري

اگه دوستم نداشته باشي غير من كسي رو داشته باشي الهي بميري
بعدش برات نوشتم همه رو دروغ نوشتم خودم بميرم
اگه تو يه روزخواسته باشي كه منو دوست نداشته باشي خودم ميميرم
برات بميرم برات بميرم
نبيني قهر خدا رو بدي هاي روزگا رو الهي نميري
بمونه سايه ات روي سرم مي دوني برات در به درم الهي نميري
وقتي تو چشات زل مي زنم با غم نگات فال مي زنم

وقتي مي بينم دوستم داري از ته دلم داد مي زنم
اگه يه روزي فرشته ها بخوان تو رو زود تر ببرن
به اونا مي گم كه از قديم ماهي رو با تنگ مي برن
الهي نميري الهي نميري الهي نميري
كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور شكست![]()
عابری خنده كنان می آمد... ![]()
تكه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد...![]()
اما امشب دیدم..![]()
هیچ كس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... ![]()
از خودم می پرسم![]()
آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است؟![]()
![]()
دل من سخت شكست اما، هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا؟؟؟؟![]()
![]()
![]()

توی تاریکی شبهام تویی تنها تک ستاره
بیا باز باهم بخونیم بایه چشمک دوباره
بیاتو چشمام نگا کن میخوام از چشات بخونم
دنیای قلبت قشنگه بزار تو دنیاش بمونم
نم نمک بارون میباره تورویاد من میاره
ساده میگم تا بدونی دنیا مثل تو نداره
قلب تو پاک وزلاله مثل قطره های بارون
دلنشین ترازبهاری حتی تو فصل زمستون
یادته وقتی که بودی همیشه من باتو بودم
خیلی دلتنگ نگاتم چرا از من می گریزی
باهمه نازواداهات
.واسه من خیلی عزیزیزیربارون ها همیشه توروتو یادم میارم
حالاکه نیستی کنارم هرشب تاسحر بیدارم
دله تو پاک وزلاله مثل قطرهای بارون
دلنشین تراز بهاری توی روزهای زمستون
توچشام اشکی نمونده رولبام حرفی ندارم
وقتی نیستی تک وتنها سرروی زانوم می زارم
هنوزم نم نم بارون تورویا د من میاره
ای خدا برنمی گرده کاری کن باروبباره
نرونزارتنهابشم اگه بری دلم میگیره
نرونزار که عاشقت توغربت واوج تنهائی
سروزانوبزاره وگریه اش بگیره
آخه چه جوری دلت میادوقتی دلمو شکوندی
اشکامو مبینی بازم تنهام بزاری
یه گوشه میشینم وقتی که نیستی
کارم شده شبوروز گریه وزاری
نه نشونی ازتو ندارم که ببینمت دوباره
هنوزم نم نم بارون تورویاد من میاره
ღღ با غريبه ها نشستي
دل خستمو شكستي
تــــــو چه آسون پا گذاشتي ღ
ღღ روي اون عهدي كه بستي 
به خـــــدا طاقت ندارم
طاقت اين همه درد وღ
رفتي و تنــــها گذاشتي
اين دوتا دستاي سرد و
ღღ ديگه بسته بي قراري 
ديگه بسته گــــــريه زاري
ديگه بسته دوري تـــــو
بستمه چشم انتظـاري ღ
ღღ لحظه هاي بي تـــــو بودن
لحظه هاي پر درده
تو كجـــــــــــــايي كه دل من ღ
داره دنبالت ميگرده
ღღ مرثيه خونمه بي تـــــو
خونه زندونمه بي تـــــو
آخ كه رفتنت چه تلخهღ
ღ گريه مهمونمه بي تــــوღ

دختر شب
دختر شب همون که دلش کوچیک اما غماش به بزرگی دل تمام آدماست
دختر شب دلش پر غمه .کارش غصه خوردن و ماتمه
دختر شب میخواست حرفی نگفته بزنه
ولی آخه مگه حرف نگفته رو کی گفته ؟
دختر شب میخواست دلش غصه ای نداشت
مثل تمام شما آدما یه دل بی غصه که نه کم غصه داشت
دختر شب خودشو تنها میدید توی شما آدما
آره تنها بود . کسی هم تنهاییش رو ندید
دختر شب نامردی زیاد دیده بود
ولی ، به هیچ کدوم نامردا نگفت که چقدر نامردی
دختر شب از تاری این شب ترسی نداشت
چون دلش پر شده بود از تاری وجود شما آدما
دختر شب فقط میخواست بگه آدما منم هستم
ولی خب صداش تو سیاهی شب دل شما گم میشد
دختر شب یه روز ترانه ای سرود
برای ستایش شما آدما
زیر ترنم اشک های چشماش
از آخرین امیدش به مهر آدما
یا شایدم به قول خودش برا یه دنیا شکوهِِ و شکایت از شما
اما بازم کسی حرفاشو نفهمید چون کسی دردشو نفهمید
دختر شب نا امید از دلهای سنگی آدما
میرفت تا با خودش یه ترانه تازه بگه
ترانه ای که دیگه مهم نبود کسی گوشش کنه
ترانه ای برای خود شب میخواست بگه
چون شب بهتر از هر کسی حرف دختر شبو میفهمید
شب سیاه بی مهتابم لالا.لالا.لالایی کن برام
دلم تنگه برام لالا یی کن . دلم تنگه برام لالایی کن
لالایی کن لالایی تو آهنگ عزیزم رو داره
عزیزم لالایی شب رو برام خونده
همون لالایی رو برام کن شب تیره
که امشب خوابش ببینم . خواب نازی ببینم
شب تیره صدات سرده . چرا نالت پر درده
شب تیره مگه غصه داری . چرا لالایی پر غصه داری
شب تیره دلم تنگه برام لالا یی کن . دلم تنگه برام لالایی کن
دختر شب دیگه خوابید . لالایی کردش شب تیره
دختر شب خوابید .لالایی کردش شب تیره
شعر از : ناشناس
خا طرات با تو بو دن شد مرورم بي خودي
رفتنم آمد به ياد و ما ندنت جان را گرفت
ترس از تو كرده صبو رم بي خودي
شب قسم خوردم سحر با تو بگويم حرف دل
شد سحر خا موش شد شوق حضورم بي خودي
اشتياق وصل تو بغضي است سنگين در گلو
در غزلهايم به تو گفتم صبورم بي خودي
بي خودي لبريز عشقم بي خودي ديوانه ام
.jpg)
حتي وقتي كه گفتي هر دوي ما بي كسيم
چه كنارم بودي و چه رفته بودي راه دور
تو تمام بي قراريا تويي هم نفسم
حتي وقتي به زبون اومدي گفتي ببين
ما دوتا تا اخرش براي همديگه بسيم
يه چيزي بهم مي گفت تومثل معبد مي موني
ما يه جور براي همديگه فقط مقدسيم
اومدم يه شب كنار پنجره با كلي بغض
هم سپردم به ستاره هم سپردم به نسيم
كه بريد يه جوري به مردم اين دنيا بگيد
ما دوتا ديوونه ايم اما بهم نمي رسيم.....

سيني سبزه سرون گوشه ي انباره هنوز
رو سر انگشتاي تو سوز خوش تار هنوز
يه سبد سلامتي هنوز تو گنجه ي تنه !
يه کتاب خورشيد هنوز تو بقچه ي دل منه !
من ديگه منتظره هيچ کسي نيستم که بياد
دل من از آسمون معجزه اصلا نمي خواد
چشم به راه چه کسي نشستي پاي پنجره ؟
دست بي منتتو پر از بهار منتظره ...

اندکی نزدم نشین و بشنوم
اندکی رویم ببین و بنگرم
اندکی دستم بگیر که خسته ام
این بلای عشق را خود خواسته ام
از ملال کردم فرار تا مآمنی
پیش تو یابم و گیرم دامنی
شکر ایزد راضیم از مست تو
گل و خارم اندکی از دست تو
ای عزیز و مهربان و جان من
اندکی مراعاتی بکن با عشق من
این همه شعر و غزل تقدیم توست
عین عشق تا قاف آن تقدیم توست
اندکی عاشق این عاشق بشو
در هوای عشق او شعری بگو
شعر از:(مهدی ق)


ميسوزم
حالا عکست تنها يادگار از تو 



چشاتو به روی شهرشب ببند 
با مداد نقره ای رو تن ماه
توی کوچه های سبز اون به جز

`کاش در قاموس غصه ها
معناي سنگين لبخند گم نمي شد.
.
کاش قلب هامان آنقدر خالص بود
که دعاها قبل از پايين آمدن دست ها
مستجاب مي شد
